تبليغاتX
وبلاگ دکتر علي شريعتي
ارتباط با ما :: آرشـیو وبلاگ :: درباره :: ورود به سایت :: صفحه نخست
 

به وبـلاگ دکتر عـلی شریعتـی خوش آمدید

» سایت رسمی دکتر شریـعتی

» وبلاگ رسمی احسان شریعتی فیلتر شد

» دفتر پژوهشهای فرهنگی دکتر شریعتی
» سایت دکتر شریعتی
» سـارا شریعتی             فیلتر شد
» یوسفی اشکوری
» کانون آرمان شریعتی
» تالار گفتمان شریعتی
» شبکه پیروان شریعتی         جدید
» علی طهماسبی
» جهان بينى توحيدى بعنوان اصول راهنماى حق
» رادیو سوتـک
» مقصود فراستخواه
» شریعتی و نوشتهای سبز
» مــهـراوه
» سیرنگ
» خانه شریعتی

» آلبوم تصاویر دکتر شریعتی

» ویژه نامه سالگشت هجرت
» در جستجوی خویشتن

» شریعتی در ویکی پدیا

» وبلاگ روشنگری
» در شناخت شریعتی

» زندگی دکتر شریعتی

» سخنان دکتر شریعتی
» آنها از فکر تو می‌ترسند
» عرفان برابری آزادی
» لینکستان پویا
» اسلام و آزادی
» نان ، عشق ، فرهنگ ، ادب
»  شمع
» شمع بی‌انتهای کویر
» شریعتی متفکر فردا
»  معرفی مجموعه وبلاگهای فعال در زمینه‌ي شریعتی
» دانلود سخنرانیهای  دکتر
» شریعتی و اندیشه‌اش
» آگاهی
» شریعتی فرزند کویر
» قبیله قلم
» عصیان
» در جستجوی ناکجاآباد
» خرت و پرت

آرشـیو





Powered by WebGozar

 

اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟

کدام لحظه‌های ناب را اندیشه می‌کردیم؟

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می‌آوردیم؟

آری...ا

بی‌گمان پیش‌تر از اینها «مرده» بودیم اگر عشق نبود!ا



برچسب‌ها: عشق, شریعتی, مرگ

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1391ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


سارا شریعتی.۱۴ دی ۱۳۹۰

نشست دوم. میزگرد با حضور دکتر شجاعی زند. دکترآذربایجانی. دکتر فراستخواه

مطلبی که قصد ارائه ی آن را دارم به دو بخش تقسیم می‌شود: نخست به پیشینه ی این بحث در فرانسه می پردازم، کشوری که در آن سنجش دینداری از دهه ی سی، پس از جنگ جهانی اول آغاز شد حال آن ‌که توجه به این موضوع در دیگر کشورها مشخصا مربوط به دهه‌ی پنجاه و شصت میلادی است. دومین دلیل انتخاب فرانسه این بود که اغلب پژوهش های مورد ارجاع در ایران مربوط به کشورهای انگلوساکسون و جوامع پروتستان است، در حالی ‌که به نظر می رسداین بحث در زمینه ی کاتولیک نسبت بیشتری با شرایط ایران می یابد. بخش دوم بحثم، متمرکز بر مساله‌ی ضرورت و پروبلماتیک مساله، رویکرد نظری و روش سنجش دینداری در جامعه ی ایران است که شرایط خاص و ممتاز خود را دارد.

۱.در فرانسه اغلب منشأ پیدایی جامعه‌شناسی را به دلیل وجود شخصیت‌هایی چون کنت، سن سیمون و دورکیم، به جامعه‌شناسی دین نسبت می‌دهند.  کنت از "دین بشریت" و "نیاز متافیزیک" سخن می گفت و سن سیمون از "مسیحیتی جدید" و دورکیم به "صور حیات دینی" توجه نشان داد و بعدها موس و هوبرت، تحقیقات‌شان را بر روی مباحثی چون "جادو"، "قربانی" و "نیایش" متمرکز نمودند. اما تفاوت در اینجا بود که کنت و سن سیمون به «فلسفه‌ی اجتماعی» توجه داشتند و دورکیم برعکس «جامعه شناسی تجربی، پوزیتیو و ابژکتیو» را به عنوان روش خویش برگزید. اما نقطه‌ی اشتراک قابل توجهی میان این دو رویکرد متمایز وجود داشت: هیچ‌کدام به مطالعه‌ی دین در جامعه ی خود نپرداختند: به جامعه شناسی دین نزدیک، دین ِ جامعه‌ی خود.


برچسب‌ها: سنجش دینداری, شریعتی, ساراشریعتی, وبلاگ شریعتی
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


عصر دیروز، سه‌شنبه هشتم آذر ماه ۱۳۹۰ بهمت انجمن اسلامی دانشکده‌ي علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مراسم بزرگداشتی بمناسبت فرا رسیدن ایام محرم و نیز گرامیداشت روز دانشجو با حضور دکتر «احسان شریعتی» و «دکتر حسین مصباحیان» برگزار شد.

موضوع اصلی مباحث حول محور «جهان اندیشه‌ی دکتر شریعتی» بود. دکتر مصباحیان در سخنان خود به تعریف ایدئولوژی در اندیشه‌ی شریعتی و نوع نگاه پدیدارشناختانه‌ی وی به تمامی حوزه‌های مسائل اجتماعیِ ما پرداخت.

دکتر احسان شریعتی نیز به نوع نگاه شریعتی به قیام حسینی که یک مشی آگاهی‌بخشانه و آشکارسازی ارزشهای نفی شده توسط حکومت جائر مسلط، می‌بوده در برابر دو نگاه سنتی – تراژیک و قرائت مرحوم صالحی نجف آبادی (کتاب شهید جاوید که در آن هدف امام حسین را تشکیل حکومت می‌دانست.) اشاره نمود و این دو نگره را نقد و رد کرد.

در بخش بعدی (پرسش و پاسخ) دکتر احسان شریعتی به سوالات دانشجویان پاسخ گفت.

زمان جلسه خیلی طولانی نبود و بسیاری از مسائل ناگفته ماند، با این وجود استقبال قابل توجهی از این مراسم صورت گرفت.

 

منبع : گروه شریعتی


+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


نقدی بر"شریعتی: امام زمان و ولایت فقیه" نوشته اکبر گنجی

حاج اکبر گنجیدر میان آراء و اندیشه های شریعتی بی گمان هیچیک از نظریات وی تاکنون به اندازه نظریه جامعه شناسی امت و امامت از طرف ناقدان، مخالفان و حتی شاگردان و دوستداران او مورد مناقشه قرار نگرفته است. اما آنچه "نقد" اخیر آقای گنجی را تازه وحتی شگفت انگیز می نمایاند، همانا یکسان پنداری این نظریه با نظریه ولایت فقیه آقای خمینی و از آن مهمتر سعی در القاء این نکته است که گویا تمامی تلاش فکری و جهد علمی و عملی شریعتی صرف تبیین و توجیه این نظریه و در نتیجه هموار کردن حاکمیت آن گردید.

البته برای آگاهان با موازین و معیارهای نقد و تحقیق علمی روشن است که نوشته آقای گنجی را نباید و نمی توان یک نقد علمی، به شمار آورد، چرا که به دلایل زیر فاقد ویژگی های چنین نقدی است:

الف.در بررسی نظریک متفکر در باب موضوعی خاص باید سعی شود تا کلیه اظهار نظرهای آن متفکر در رابطه با آن موضوع در سراسر آثار و از آن مهمتر در ارتباط با دیگر اجزا و بویژه محکمات اندیشه وی در نظر گرفته شود تا بتوان از راه سنجش و مقایسه آنها با همدیگر با اطمینان نسبی درباره آن موضوع اظهار نظر کرد. اما در سراسرنوشته آقای گنجی کمترین تلاشی در جهت یافتن جایگاه مفاهیمی مانند امامت، روحانیت، فقه... در منظومه فکری و مختصات اندیشه شریعتی به چشم نمی خورد. به عنوان مثال اگر آقای گنجی می دانست یا بهتر بگویم می خواست بداند که در دیدگاه توحیدی شریعتی، که اساس شناخت وی از دین را تشکیل می دهد، هرگونه واسطه ای – از جمله روحانیت – میان خدا و خلق شدیدا نفی می شود و نافی توحید و نشانگر شرک بشمار می رود، دیگر به خود جرات و جسارت نمی داد تا میان این دیدگاه و دیدگاه فقه سالار آقای خمینی که برای فقها، نقشی ویژه قائل است و ولی فقیه را در عمل حتی مبسوط الید ترازپیغمبرو امام می داند کمترین پیوندی برقرار کند تا چه رسد به اینکه آنها را یکسان بپندارد. یا اگر به این نکته توجه می کرد که شریعتی در میان روشنفکران مذهبی ایران نخستین کسی بود که با وضوح تمام رأی به سیالیت و متغیر بودن احکام اجتماعی و اقتصادی دین می داد و می گفت: "اما احکام یا سیستم بر دو گونه است، آن بخش که مربوط به رابطه اجتماعی- اقتصادی و رفتار و سنن گروهی است، از آن روکه به شکل زندگی اجتماعی و اقتصادی مربوط است و زندگی و اجتماع خود متغیر است، باید تغییر کند. این تغییر بر اساس تغییر واقعتیها که موضوع آن اند صورت میگیرد اما مقید به جهت گیری و تعهد در قبال ایدئولوژی." (م. آ 10، ص 97) و در همین راستا باور به ثبوت احکام اجتماعی و اقتصادی را یکی از ویژگی های تشیع صفوی می دانست: "توقف ابدی قوانین اجتماعی و اقتصادی دین، در موارد و مصادیق کهنه: نمونه روشنش: زکات (فقط در غلات اربعه، انعام ثلاثه و نقدین! نفت نیست، مویز هست!) (م.آ 35 ص 206) در می یافت که اولا میان این دیدگاه و دیدگاه آقای خمینی که به فقه جواهری (فقه مرحوم محمد حسن نجفی مشهور به صاحب جواهر) قائل بود و می گفت: فقه همه اش خوب است پویا یا غیر پویا." هیچگونه نسبتی بر قرار نیست.


مطالعه متن کامل مقاله


+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 




هرکجا مشتی گره شد مشت من

زخمی هر تازیانه پشت من

هرکجا فریاد آزادی من ام

من در این فریادها دم میزنم


مطالعه مطلب کامل

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


در سی و چهارمین سالگرد هجرت و شهادت معلم آزادی، برابری و عرفان، "دکتر علی شریعتی"، جمعی از دوستداران وی با توجه به ممانعت‌های ایجاد شده برای برگزاری مراسم سالگرد شریعتی طی سال‌های اخیر، تصمیم گرفتند تا امسال در اتاق گفتگوی صوتی "ایران آینده"‌ در مسنجر بیلوکس، برنامه‌ای را با حضور "رضا علیجانی" (یکی از بزرگترین شریعتی‌شناسان معاصر) ترتیب دهند.

"رضا علیجانی" در روز 29 خرداد 1390، در این برنامه حضور یافت و به پاسداشت مقام و اندیشه‌ی شریعتی یاری رساند. ایشان عنوان سخنرانی خود را "بسط دو سویه‌ی اندیشه‌ی شریعتی" انتخاب نمود. این مراسم با شکوه که تا پاسی از شب ادامه داشت، در دو بخش "سخنرانی" و "پرسش‌ها و پاسخ‌ها" پیگیری شد.

اینک گزارشی از آنچه در این مراسم یادبود گذشت، تقدیم حضور علاقمندان می‌شود.

در بخش ابتدایی برنامه، رضا علیجانی سخنرانی خود، که عنوان "بسط دو سویه‌ی اندیشه‌ی شریعتی" بر خود داشت را با نام خدا، دوست همه‌ی انسانها و به یاد سنت دوست دیرینه‌اش "هدی صابر" با کسب اجازه از مو ‌سفیدهای مجلس آغاز نمود.

ایشان افزود: اگر از 29 خرداد 56 تا به امروز تقویم را نگاه کنیم می‌بینیم که روز شمار این ماه در حال پر شدن است و در همین چند سال اخیر و نیز همین چند روز گذشته روزهای خونین  دیگری بر این تقویم رنگین اضافه شد. از نام ندا و سهراب و کیانوش و دهها نفر دیگر گرفته تا روزهای اخیر که سه نام درخشان دیگر به آنها اضافه شد،"عزت‌ا... سحابی، هاله سحابی و هدی صابر". در هر جا که برمی‌خیزیم، یاد همه‌شان گرامی باد.

علیجانی در ادامه به معرفی برخی از پیش‌فرضهایش پرداخت. وی گفت: شریعتی از نظر من یک روشنفکر است، نه یک آکادمیسین و نه یک فعال سیاسی یا حکومتی. آکادمیسین‌ها چون فلاسفه و جامعه‌شناسان و اقتصاددانان و ادیبان و ... در دایره‌ای به مرکزیت حقیقت بسر می‌برند و فعالین سیاسی در دایره‌ای به مرکزیت تغییر و کسب قدرت. اما روشنفکر بیضی‌ای است دو مرکزی، به تعبیر استاد ملکیان: "تقریر حقیقت و تقلیل مرارت". یعنی روشنفکران به دنبال کشف حقیقت و نیز تغییر وضع جامعه‌اند. به این معنا شریعتی یک روشنفکر است.

پیش‌فرض دیگر اینکه، شریعتی بخشی از خانواده‌ی فکری نواندیشی دینی است. چهره‌هایی چون مهندس بازرگان، طالقانی، مجاهدین بنیانگذار، سروش، ملکیان، مجتهد شبستری، پیمان، اشکوری و بسیارانی دیگر، که شریعتی هر چند بخشی مجزاست ولی متعلق به این خانواده‌ی فکری می‌باشد.علاوه باید توجه داشت که شریعتی در وضعیت پیشاجمهوری اسلامی می‌زیسته و نیز نقد وی همواره واجد مضامین سیاسی بوده است.

متاسفانه برخی جریان‌ها به صورتی فرافکنانه، طی دهه‌های اخیر بجای نقد آیت‌ا... خمینی و آیت‌ا...مطهری و نیز حکومت فقهی، به نقد سه‌گانه‌ی "شریعتی، ایدئولوژی و انقلاب" پرداخته‌اند.

پیش‌فرض دیگر اینکه، شریعتی در جهان دوقطبی قبل از فروپاشی شوروی می‌زیست که سه‌گانه‌های "مشی انقلابی، ایدئولوژی و مذهب و سوسیالیسم" گفتمان غالب و مسلط بوده‌اند.

یک پیش‌فرض دیگر، "تکثر جامعه‌ی ایرانی" است. جامعه‌ی ما چه از حیث مذهبی و چه طبقاتی و شیوه‌ی زندگی و یا آرمان‌های سیاسی بشدت متکثر است. بنظر من، ما از اواخر دوره‌ی قاجار از یک جامعه‌ی یکدست سنتی وارد یک جامعه‌ی ناموزون با غلبه‌ی وجه سنتی شدیم و از دهه‌ی شصت خورشیدی از یک جامعه‌ی ناموزون با غلبه‌ی وجه سنتی وارد یک جامعه‌ی ناموزون با غلبه‌ی وجه مدرن شده‌ایم.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 تیر1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 



بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب

که باغ ها همه بیدار و بارور گردند



در شبِ شهادتِ معلمِ ایمان، اخلاص و آزادگی، _شاهدِ "خداگونه‌ی"  عصرِ نخواستن‌ها و شهید "پیامبرگونه" زمانه‌ی نتوانستن‌ها، گرد هم خواهیم آمد...


در یادمانِ سی و چهارمین سالگشت معراجِ روحِ "عصیان گری" که  طعام‌ اش "عقیده" بود و شراب اش نیز "جِهاد" ، علی‌رغم همه‌ی مرارت‌ها و ملامت‌ها و ممانعت‌های از دیرباز مانده‌ی قلم شکنان و عهد ناباوران و مردم ستیزان،  یاد شریف و راهِ پاکش را گرامی خواهیم داشت.

 سخن از یادواره‌ی گواهِ مُرسلی است که با ره توشه‌ی "هجرت و خدمت" ، ذاکرِ اعجازگونِ هرآنچه "حقیقت، خیر و زیبایی" عصر خویشتن و نسل‌های در پسِ خویش آمده‌اش گشت و بودن را نه در زیستِ "راکد و نکبت بارِ و حقارت‌ زای ماندن و به هر قیمتی ماندن!" که در سیّالیتِ  "شدن" و نیز شدن را در "خداگونه شدن" دید و نه تنها دید، بلکه "زیست" و با حیات و مماتِ "روشنگر و بیداری آفرینش" به ره ‌پویانش آموخت....

معلمی که با "توتم قلم" و با " تیغ ِ بوداوار ِ بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی"، از جملگی مصلحت‌ها و منفعت‌ها و ترس‌ها و تمکین‌ها و تقلیدها، رسته و رهیده، _مستغنی و معلّی!_  به ستیز با مثلث شومِ « زر و زور و تزویر» بدسگالان و مردم فریبانِ جامعه‌اش رفت...

***

با حضور آقای رضا علیجانی

اتاق گفتگوی  "ایران آینده" در بیلوکس
یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰
شروع برنامه از ساعت ۹ شب به وقت ایران

http://iranam.org/?p=91

+ نوشته شده در  جمعه 27 خرداد1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


» پیامِ همدردی «

قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ...

 

خرداد، ماهِ خون و پیام، بار دیگر شاهدِ رخدادهایی خیره کننده شد و قربانی گرفت.

تلاشگرِ بزرگِ کرامتِ انسان، مبارزِ راه آزادی و عدالت، توسعه و معنویت، موحدِ میهن دوست، هدی صابر، در پی اعتصاب غذا و عدم رسیدگی بموقع مسئولان از میان ما رفت و با زندگی و مرگ خویش شهادت داد که از سه نسل پیش تا به امروز، شاگردان سحابی‌ها همچون یک رشته از ستارگان بر آسمان میهن ما اصالتی تاریخی، ملی و عقیدتی را در راه تحقق آرمان‌های بزرگ انسانی تدوام بخشیده‌اند. در این میان و میدان، هدی از ستارگانی بود که با رنج و شادی، زندگی و مرگِ خویش، خوش درخشیدند و رفتند.

لیکن ارادۀ معطوف به فدا و ایثار تا مرزِ مرگ، از سوی چهره‌هایی چون هاله و هدی، ذرّه ای از مسئولیّتِ آمران و عاملانِ سیاستِ تحقیرِ شأنِ انسان نخواهد کاست.

انتخابِ «مرگِ با عزت» و آزادیِ قطعی هُدی از اسارت ها تسلی بخشِ داغِ هجرت اوست. پس، برای بازماندگانِ صابر، ... فریده و فیروزه و حنیف و شریف و.. از صمیم قلب، پایداری و صبری شایستۀ آن "پهلوان" را آرزو داریم.

 

خانواده دکتر علی شریعتی

تهران، در آستانه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 




فعالان جنبش زنان و دوستان و نزدیکارن هاله سحابی از او می‌گویند

در سوگ و بزرگ‌داشت شهید هاله سحابی - مقالاتی از بانوان فرهیخته‌ي ایرانی


در سوگ عزت ایران یا مهربان ترین یار -  فیروزه صابر
http://mellimazhabi.org/news/062011news/0406saber.htm

مرگ هاله، تراژدی باشکوه و الهام بخش بود - مینو مرتاضی لنگرودی
http://www.rahesabz.net/story/37934/

خواب سحابی - ناهید توسلی
http://mellimazhabi.org/news/062011news/0306tavasoli.htm

مرگ بهت‌آور هاله سحابی؛ عبور از مرزهای اخلاقی و انسانی تا به کجا؟ - فرنگيس حبيبی
http://news.gooya.com/politics/archives/2011/06/122753.php

هاله عزیز، بر تو غبطه می خورم - سعیده منتظری
http://www.rahesabz.net/story/37859/

زنان پیشرو ایران، کابوس دولت حاکم - فاطمه کشاورز
http://www.rahesabz.net/story/37982/

هاله؛ سادگی نامحدود، بخشش محض - پروین‌بختیار نژاد
http://www.rahesabz.net/story/37980/

بای ذنب قتلت - زهرا ربانی املشی
http://www.rahesabz.net/story/37919/

هاله  فرشته مهر بود - پرستو فروهر
http://www.rahesabz.net/story/37855/

مهندس! مراقب دردانه ات باش - مریم شبانی
http://www.rahesabz.net/story/37979/

در سوگ رحلت مهندس سحابی یا شهادت هاله سحابی؟ - اشرف منتظری
http://www.rahesabz.net/story/37853/

خاطره های پراکنده از هاله سحابی… -  ژیلا بنی یعقوب
http://www.kaleme.com/1390/03/14/klm-60488/

جلوه و زیبایی مرگ هاله - اعظم طالقانی
http://www.kaleme.com/1390/03/15/klm-60623/?utm_source=feedburner&utm_medium=email&utm_campaign=Feed%3A+kaleme%2Frss+%28%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C+%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C+%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87%29

سخنی با هاله . فرشته جمشیدی
http://mellimazhabi.org/news/062011news/0506jamshidi.htm

هاله آزاد شد - فاطمه کمالی احمد سرایی
http://www.rahesabz.net/story/38082/

زیر نور ماه  -  سوسن شریعتی
http://talar.shandel.org/showthread.php?tid=785&pid=4092#pid4092

هاله‌ای نازنین، ستاره‌ای ماندگار! - ملیحه محمدی
http://mellimazhabi.org/news/062011news/0706malihe.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 خرداد1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


در ما هنوز ابر نباریده بسیار است!
پیام تسلیت خانواده شریعتی، به خانواده‌های سحابی و شامخی، بمناسبت پرواز هاله

در این لحظاتِ سوگ و سکوت، و در برابر چنین مرگ باورنکردنی اما پرشکوه و نمادینی، بدرستی چه باید گفت؟
گاه گوئیم که بنالیم ز پریشانی حال. باز گوئیم چه حاجت به بیان، آنچه عیان است. براستی کدام کلمات خواهند توانست، با گواهی دادن بر حقیقت، تسلی مان بخشند؟
فراسوی آنچه رخ داد، اما، شاید حکمتی، خواستی خدایی و خیری تاریخی نهفته و مقدر باشد. فقدان و همراه شدن هاله با پدر، در لحظه‌ي وداع فقط نشانی از آن است. خوارداشت یا عزت؟ وهنِ ماندن یا کرامتِ رفتن؟ او بهترین را برگزید. کدام افتخار بالاتر از آن که زندگی و مرگ ایراندخت شیرزنی دوستدار و رهروی فاطمه، یادآور و شاهدِ مصائب و سعادتِ قدیسان شود؟ او لیاقت چنین مقامی را داشت. زیرا خوب بود. خوب زیست. خوب مرد. و جز نیکی را (برسمیت) نشناخت.
سرگذشتِ سه نسل از سحابی‌ها گواه این حقیقت است که خانه مان اگر ابری است، سحابی‌ها محل تولد ستاره هایند... و ...در ما هنوز ابر نباریده بسیار است.

چنین اوج و پروازی بر او و بر شما مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 خرداد1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


هوالحی

پیام تسلیت

خانواده دکتر علی شریعتی

سحابی زنده است!

مهندس عزت سحابی از نمادهای تاریخی نهضت ملی ایزان‌زمین و از چهره‌های شاخصِ اصلاح دینی، پس از یک عمر تلاش مستمر و تحمل مرارت ها و زندان ها و...، عاقبت آرام گرفت. سحابی یکی از مظاهرِ اخلاق در تاریخِ معاصر ماست.

اخلاق یا آن رشته ارزشها که همواره باید در حافظۀ نسلِ جوانِ ایران‌زمین زنده بمانند. ارزش‌ها اگر در اصل معیارهایی مجرّد باشند، کنشگرانی می‌طلبند تا از آسمانِ انتزاع به زمین آیند و حیات یابند. زندگی سحابی مصداق این ارزشهاست. نام سحابی‌ها، پیش از هرچیز، مترادفِ ارزش‌هایی چون صدق و وفا، نجابت و آزادگی، میهن دوستی و ایمان است. همۀ آنچه که نفسِ اخلاق را در عالمِ مبارزه و عقیده نمود می‌بخشد. سحابی زنده خواهد ماند زیرا از پسِ یک عمر تلاش در عرصه‌ای که در آن بسی نامداران عاقبت روسپید نماندند،
سرافراز برخاست.

منبع : گروه شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


در دهه ۴۰ – ۵۰  سه پاسخ تئوریک و سیاسی، به مدرنیزاسیون غربی و نگرش تحقیرآمیز شرق شناسان در ایران مطرح بود. یک پاسخ از سوی سوسیالیست های رادیکال و نیروهای چپ ایرانی در برابر مدرنیته سرمایه دار غربی ارائه شده بود که متأثر از تئوری های مارکسیستی، لنیستی و فراورده های آن چون مانوئیسم و کاسترویسم بودند،که با نفی نگرش دینی همراه بود..پاسخ دوم از سوی نواندیشان مسلمان چون شریعتی، بازرگان، مطهری ... ارائه شده بود که اسلام سیاسی را بدیلی برای مدرنیته غربی می دانستند و این دو پاسخ و یا رویکرد انتقادی به مدرنیزاسیون دولتی شاهنشاهی، بخش اعظم ادبیات دانشجویی و روشنفکری دهه های ۴۰ – ۵۰ ایران را به خود اختصاص داده بود. با تأکید بر این نکته که نواندیشی اسلامی هم طیف وسیعی از رویکردهای رادیکال سیاسی واصلاحات لیبرالیستی اسلامی را در برمی گرفت. با توجه به فضای انقلابی و ستایشگری اقدامات چریکی، نگرش رادیکال اسلامی که مدافع اقدامات چریکی و انتقادی دختران و پسران جوان مسلمان به قدرت سیاسی مسلط بود، بین روشنفکران و دانشگاهیان محبوبیت و احترام بیشتری نسبت به نگرش لیبرالیستی اسلامی داشت.

در کنار این دو پاسخ مطرح، رویکرد کمرنگ فمینیستی هم به چشم می خورد که بدون توجه به شکاف عمیق فیمابین دولت –ملت ،سعی در آزاد ساختن زنان از قید و بند های سنت داشت. اما از آنجا که این نگرش نتوانسته بود با گفتمان و فضای فرهنگی دوران خویش تماس همدلانه برقرار سازد،هرگز نتوانست به صورت جریان فکری مطرح در زمان خود مطرح شود و سرمایه اجتماعی لازم برای پیشبرد نظریاتش را گرد خود جمع کند..در حالیکه همانموقع با وجود پر خطر بودن حوزه فعالیت های سیاسی ،فضای فرهنگی جاری در جامعه برای فعالیت های پر خطر سیاسی حتی برای دختران و زنان اهمیت و احترام قائل بود. از این رو با وجودی که دختران جوان از طریق کارکرد های دولت مدرن،به آگاهی های سیاسی – اجتماعی دست یافته بودند، اما شکاف دولت –ملت عمیق تر از آن بود که بتواند برای فعالیت های رسمی و دولتی زنان اعتبار فرهنگی و سرمایه اجتماعی فراهم کند.فلذا بسیاری از دختران جوان اعم از مسلمان و سوسیالیست، حاضر به مشارکت با جریان کم رنگ فمنیسم دولتی موجود نبودند. انها چنین مشارکتی را سازشکاری با دولت سرکوبگر تلقی می کردند و از آن پرهیز داشتند.در عوض اعتراض و انتقادات خود به سیستم شاهنشاهی را با شرکت در گروه های چریکی اسلامی یا سوسیالیستی نشان می دادند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 خرداد1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اردیبهشت1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


استاد محمدتقی شریعتیسی‌و‌یکم فروردین ماه، سالگرد وفات غم‌انگیز استاد محمد تقی شریعتی است. به بهانه‌ي رحلت ابدی «پدر – استاد – مراد» دکتر شریعتی، بازخوانی مقاله‌ي: تفسیری نو از «نوین»، از دکتر احسان شریعتی را به همه‌ي علاقمندان و همراهان گرامی پیشنهاد می‌کنیم.  یـاد و راه و اندیشه‌ي «پدر و پسر» گرامی و پر رهرو بـاد...

«خداوند بهترین سخن (نوین) را در نامه‌اى فروفرستاد هم-چون و چند-باره که پوست آنان که پروردگار خویش را بیم ورزند، از آن به لرز آید، پس نرم شود به یاد خدا پوست و دل‌هاشان. این‌‌ همان رهنمائی خداست که هر که را خواهد بدان ره ‏نماید و هر کو را خدا گمراه سازد، رهنمائی نیست.» (زمر ۲۳)

نام «استاد» بیش از هر چیز، یادآور «تفسیر نوین» است. نسل نوجوان ما که این تعبیر را می‌شنود، ممکن است بپندارد که این تفسیری «نو» است از متن مقدس «کهن». حال آنکه مراد استاد به واقع، نه تفسیری نوین، که فقط تفسیر قرآن بود به اسم دیگرش که «نوین» است. واژۀ «حدیث» در زبان عرب این امتیاز را دارد که دو مفهوم «سخن و نوین» را یکجا در خود جمع دارد. پرسش اینکه پس چرا «اهل حدیث» بنحوی تناقض نما شهرۀ جهان اسلام بودند در کهنه پرستی، و از چه روی مسلمانان، طی چند برهۀ تاریخی، در فهم نسبتِ امر نو (حدوث) و کهن (قِدم) بویژه در مورد قرآن مشکل داشته‌اند؟ و پیش از آن، چرا قرآن قدیم خود را هماره نوین می‌نامد و می‌خواهد؟ و اما در مورد استاد، کدام جنبۀ تفسیر او براستی «نوین» بوده است؟

اندیشیدن دربارۀ دو پرسش نخست هرچند در حوصلۀ این «یاد» داشت نیست، می‌توان اشاره‌ای به دو برداشت سنتی و متجدد کرد که یکی، دین را با کهنه پرستی یکی می‌انگارد و بی‌توجه به اینکه وحی در عصر و جامعه و بافتاری جاهلی فرود آمده، گروش به سنّتِ «سلف صالح» را احیای کلیّتِ‌‌ همان جهان-زیستِ گذشته می‌پندارد و بازگشت به اصل، بنیاد و یکپارچگی را عینِ ایمان و اخلاص می‌داند، ولو به قهر. در برابر گرایش سنّتی، برخی از نوگرایان یا متجدّدانِ دیندار را داشته‌ایم که می‌کوشیده‌اند دردِ فرسودگی دین را با داروهای دنیوی، همچون دستآوردهای علم و زمان، التیام بخشند و به اصطلاح روز دین را «به-روز» سازند، ولو به زور. در هر دو مورد، دو ساحتی که خلط می‌شدند «دین و ایمان با شریعت و اسلام» بود که اولی امری ذاتی، وجدانی و محتوائی است که هر دم نیازمند تفقّه یا تفهّمی نو و تجربه‌ای بیشتر وجدانی و شخصی است و دومی امری عرضی، حقوقی، صوری و بیشتر اجتماعی که محتاج اجتهادی است مبتنی بر متن و سنت و ملهم از علم و زمان.


 

همچنین نگاهی کنیم به :

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود. ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب!

عشق بی ایمان های و هوایی است برای هیچ و عطشی است به سوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که آن را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موحوم محو می گردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند.

عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگیرد و آن عشق با وصال آغاز.

ایمان بی عشق همچون محفوظاتی است که در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی آمیزد و این است که عالمی پدید می آید جاهل و میبینیم که چه بسیارند و چه زشت،و ایمان بی عشق نیز زندانی است پر از زنجیر و غل و بند که روح را می میراند و دل را ویرانه می سازد و زندگی کلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و آثارش عبارت است از ریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق و...

وعشق بی ایمان،آثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قروغمزه استعمال کردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازک کردن و اخم های مکش مرگ مادر مواقع خاصی حواله کردن و غیره که همه متوجه اسافل اعضا است و بس که قلمرو این عشق از این مرز نمی گذرد.

و اما ایمان پس از عشق! چه بگویم؟

همین ایمان بی عشق که موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان که جوش و خروش و شر و شور های فصلی از زندگی است که با پیری یا ازدواج یا کم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یک نامزد پولدار دیگری که پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگوییم؟حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت کرد آن را فراموش میکنی.

....

گفت گوهای تنهایی

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1390ساعت   توسط گروه شریعتی   | 


Powered By BLOGFA

     

Copyright © 2006-10 Shariati-Group . All rights reserved

تمامي حقوق مادي و معنوي اين مجموعه متعلق به گروه شریعتی مي‌باشد. چنانچه از مطالب و تصاویر این پایگاه استفاده می‌نمایید، ذکر نام منبع را فراموش نفرمایید